کاروفناوری

ساخت ورد پاورپوینت و...........

انسان هیچ وقت نمیتواند 

 

 

زحمت های معلم خود را

 

جبران کند .

 

 

اگر بیشتر میخواهید بدانید نوشته های زیر درباره احترام به معلم را بخوانید.

[ سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 1:19 ] [ محمد رضا جلالی ]

[ ]

به زودی : ساخت ورد حرفه ای . ساخت پاورپوینت حرفه ای و........

[ سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 1:13 ] [ محمد رضا جلالی ]

[ ]

پودمان شهروند الکترونیکی 2 کاروفناوری هشتم

با این نرم افزار ساده و جالب که یکی از موضوعات مورد تدریس پودمان شهروند الکترونیک ۲ کتاب کاروفناوری هشتم می باشد شما همکاران و دانش آموزان گرامی می توانید با الگوها و انواع تصاویری که در داخل برنامه وجود دارد انیمیشن های ساده و کاربردی و حتی آموزشی بسازید و آن را در فرمت فیلم و فلش ذخیره نمایید.

البته برای اجرای این برنامه در رایانه شما نصب نرم افزار QuickTime Pro الزامی می باشد و باید این نرم افزار را در رایانه خود نصب کنید  تا برنامه ساخت انیمیشن Toon Boom Animation در رایانه شما اجرا شود لینک دانلود برنامه QuickTime نیز در ادامه مطلب قرار داده شده است

Toon Boom Animation Flip Boom Doodle 1.0.16812

حجم ۱۰۴ مگابایت

دانلود کنید

لینک دانلود QuickTime در پایین

QuickTime Pro 7.7.3.80.64

 

رمز    www.suherfe.blogfa.com

[ سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 1:1 ] [ محمد رضا جلالی ]

[ ]

http://www.pichak.net/blogcod/zibasazi

[ سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 0:55 ] [ محمد رضا جلالی ]

[ ]

ساوه از دير باز محل برخوردهاي نظامي ايران بوده در دوره مغول نيز گذرگاه جهانگردان بيگانه شد مار کوپولوي و نيزي و بسياري از پيامبران و مبلغان آئيني، بازرگانان، و ايلچيان در گزارشها و نوشته‌هاي خود از ساوه ياد کرده‌اند. پي آمد حمله مغول کاهش شديد مردم ساوه بوده که کاهش زياد ماندگاران روستايي و ويران شدن دستگاه‌هاي آبياري موجب افت شديد کشاورزي در سرزمين ساوه شد. در دوره صفويه که آئين شيعه آئين رسمي کشور شد منطقه ساوه در دوره ياد شده جزو زمينگاه علي شکر بود در سال 908 با چيرگي صفويه بر پادشاه مراد عثماني همدان که والي نشين زمينگاه ياد شده بود بدست قزلباشها افتاد. در روزگار صفويه مردم ساوه از تيره‌هاي گوناگون بودند و زبان و آداب و روسوم آنان نيز طبعا با هم فرق داشت. ولي بيشتر مردم از همان گذشته پارسي زبان با گويش محلي بودند تا به امروز هم ادامه دارد.

نام ساوه
براي ساوه معاني چندي آورده اند:
ساوه بر وزن، کاوه نام پهلواني است ايراني که در جنگ رستم کشته شده او را ساوه شاه هم مي‌‌گفتند.
ساوه تغيير‌يافته واژه‌ سه‌آبه به معناي مكاني با سه رودخانه خوانده شده است. 
ساوه در زبان فارسي به معناي خرده‌طلا است، نام بخش‌هايي مانند زرند، گواه كاربرد اين معني براي منطقه ساوه است. 
نام شهري است نامدار در عراق عجم، گويند درياچه‌اي در آن جا بود که هر سال يک کسي را در آن غرق مي‌‌کردند تا از سيلاب ايمن مي‌‌بودند و در شب ولادت سرور کاينات آن درياچه خشک شد.
در زمان ساسانيان زمين به هفت کشور تقسيم مي‌‌شده از اين قرار ارزه، ساوه، فردوفش، وروگرست و ..

آثار تاريخي
نظر به اينکه ساوه يکي از شهرستانهاي باستاني ايران زمين است لذا آثار باستاني آن نسبتا زياد مي‌بوده تا اينکه در حمله مغول و بعد به دست سپاهيان تيمور لنگ اکثر آنها منهدم گرديد. 
1- مناره مسجد ميدان قدمت تاريخي453 ه.ق
2- مسجد جامع قدمت تاريخي دوره سلجوقي
3- مناره مسجد جامع قدمت تاريخي 504 ه.ق
4- امام زاده سيد اسحاق(پسرامام موسي کاضم(ع)و برادر امام رضا(ع)) قدمت تاريخي 676 ه.ق
5- بند شاه عباس قدمت تاريخي قرن هفتم ه.ق
6- بقعه امامزاده سيد حمزه قدمت تاريخي دوره صفويه
7- بقعه امامزاده فضل بن سليمان قدمت تاريخي دوره سلجوقي
8- آرامگاه فاطمه بنت شجاع قدمت تاريخي دوره صفوي
9- بقعه پيغمبر اشموييل قدمت تاريخي قرن هشتم ه.ق
10- امامزاده سيد هارون قدمت تاريخي قرن هفتم ه.ق
11- امامزاده يونس قدمت تاريخي اواخر قرن نهم
12- مسجد بازار شهر ساوه قدمت تاريخي دوره زنديه
13- بقعه امامزاده اسماييل قدمت تاريخي دوره صفويه
14- بقعه امامزاده نوح بن موسي بن جعفر قدمت تاريخي دوره صفويه
15- بقعه يعه امامزاده سيد منصور بن موسي بن جعفر قدمت تاريخي دوره صفويه
16- حمام کلبعليخان قدمت تاريخي دوره زنديه
17- کاروانسراي عبدالغفار قدمت تاريخي دوره زنديه
18- کاروانسراي خشک رود وهجب قدمت تاريخي دوره صفويه

 

 

[ سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 0:54 ] [ محمد رضا جلالی ]

[ ]


احترام معلم

لا تجعلن ذرب لسانك على من أنطقك و بلاغه قولك على من سددك.-ح / 411 ?

 

ترجمه:


تيزى و برندگى زبانت را، به سوى كسى كه تو را سخنگو ساخته است مگير، و رسايى گفتار و قدرت بيان خود را، بر ضد كسى كه به تو قدرت گفتار آموخته است، بكار مبر.

شرح:


امام عليه‏السلام، همواره در مورد احترام معلم و آموزگار، سفارش ميفرمود، و ديگران را، به ارزش و اهميت احترام نمودن به آموزگاران، متوجه ميساخت. تا جاى كه خود، با آن درياى علم و دانش كه داشت، هميشه مى‏فرمود:((كسيكه به من يك كلمه بياموزد، تا پايان عمر، غلام و بنده او خواهيم بود)). 
يك نمونه درخشان و با شكوه ديگر، براى آنكه بدانيم اسلام چه احترام شايانى براى معلم و آموزگار قائل شده است، توجه به وضع اسير جنگى در صدر اسلام است. در آن جنگها، پيامبر اكرم (ص)، به كسانى كه تا ساعتى پيش، شمشير بر دست، با سپاه مسلمانان جنگيده بودند، اجازه مى‏فرمود كه هر كدام، به ده نفر از مسلمانان سواد خواندن و نوشتن بياموزند، و پاداش اين سواد خواندن و نوشتن بياموزند، و به پاداش اين سواد آموزى از اسارت آزاد شوند. 
امام عليه‏السلام نيز، در اين كلام عميق و پر معنى، در همين باره سخن گفته، و ديگران را به احترام نمودن به معلم آموزگار، متوجه ساخته و ترغيب و سفارش فرموده است. ما نيز، بايد از پيشواى راستين خود بياموزيم. يعنى هرگز نبايد تيزى و برندگى زبان خود را بسوى پدر و مادر، يا خواهر و برادر بزرگتر، يا هر كسى كه در راه به سخن آمدن ما زحمت كشيده است، بگيريم. و همچنين هيچگاه نبايد رسايى كلام و قدرت بيانى را كه از معلم و يا شخصى ديگرى آموخته‏ايم، بر ضد خود او بكار بريم. زيرا، چنين كارى نا سپاسى است، و در اسلام، ناسپاسى، زشت و ناپسند شمرده مى‏شود

[ سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 0:35 ] [ محمد رضا جلالی ]

[ ]

درباره معلم :

صمقام والا و بسیار مقدس معلمی را نمی توانیم با نوشتن چند جمله بر کاغذ نشان دهیم. این، عادت ما شده است که می خواهیم همه ارج و اجر خوبان را به ارزانی چند جمله ادبی و شاعرانه، تنزل دهیم و آن گاه وجدان خود را آسوده سازیم که از عهده سپاس گزاری بر آمده ایم و دیگر مسئولیتی برای ما باقی نمانده است! در حالی که نه آموزگاران عزیز به این انشا نویسی ها احتیاج دارند و نه این جملات قشنگ، باری از دوش ما بر می دارد؛ اما به هر حال چون گفته اند: دوست دارد یار این آشفتگی/کوشش بیهوده به از خفتگی، ما نیز چون دیگران به پرتوی از انوار فروزان معلمان اشاره می کنیم.

در تکریم منزلت معلم همین بس که اسلام بزرگ داشت عالم و معلم را تکریم پروردگار می داند. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «من وقّر عالماً فقد وقّر ربّه؛(1) هر کسی عالمی را احترام کند، به تحقیق خدا را احترام کرده است.»

بنا به روایتی، امام حسین علیه السلام دامان معلمی را که به یکی از فرزندانش سوره حمد یاد داده بود، پر از دُرّ و گوهر کرد. عبدالرحمان سلمی می گوید: «وقتی فرزند امام علیه السلام سوره حمد را نزد ایشان خواند، امام برای آموزگار او هزار دینار فرستاد و به او لطف ها کرد. کسی به حضرت گفت: آیا گمان نمی کنید که در این بذل و بخشش افراط کرده اید و بیش از آنچه سزای معلمی است، به او بخشیده اید؟ امام علیه السلام بی درنگ و با صدای بلند فرمود: این عطا کجا و اجر آموزگار کجا!»(2)

امام خمینی قدس سره می فرماید: «این شغل [معلمی ] شریف ترین شغل ها و پر مسئولیت ترین شغل هاست.»(3)

شخصی نزد امام علی علیه السلام آمد و گفت: من معلم هستم و گاهی اوقات شاگردانم را به حال خود رها می کنم. حضرت او را از این کار نهی کرد و فرمودند: «شغلک کشغل القاضی؛ شغل تو مانند شغل قاضی است»؛ یعنی معلمی به این آسانی ها که ما فرض می کنیم نیست؛ همان طور که کار قاضی مهم است و یک اشتباه او جان افراد را به خطر می اندازد، همین طور هم، کار معلم اهمیت دارد.(4)

ویژگی های یک معلم خوب

همه ما سال هایی پر از خاطره را به یاد داریم که آموزگارانی می آمدند و تا پایان سال تحصیلی با ما همراه می شدند. آنها همه یک جور نبودند؛ جوان و پیر، کوتاه و بلند، زود رنج و صبور، خسته و تازه نفس؛ اما همه معلم بودند و دوست داشتنی.

از میان صفات خوب یک معلم، برخی برجسته اند که به مواردی از آنها اشاره می کنیم:

1 . عشق به تعلیم: معلمی، شغلی است توأم با عشق. معلم، یک انسان به تمام معنا عاشق است و عاشقانه تعلیم می دهد.

«معلمان بزرگ بر این باورند که نخستین نشانه یک معلم موفق، برخورداری از سوز و گداز انسان سازی است.»(5)

«انسان حتی با مطالعه بهترین نظریه های تعلیم و تربیت، مربی نمی شود. معلمی که قواعد عمومی و اختصاصی تربیت و اصول روان شناسی را می داند، ولی از عشق به تعلیم و تربیت، آتش به جان ندارد، در شغل خود هزاران بار بیشتر از زمانی که از این قواعد و این اصول چیزی نمی دانسته، در خطر اشتباه است.»(6)

2 . رعایت عدالت: یک معلم خوب باید بداند دانش آموزان او از استعداد و قدرت درک و یادگیری متفاوت برخوردارند، بنابر این باید حال آنان را از حیث فهم، ادراک و گنجایش ذهنی در نظر گرفته، برای تدریس و کمک به ایشان از راه های مختلف و عوامل گوناگون بهره بگیرد.

همچنین باید میان دانش آموز درس خوان و مرتب با دانش آموز ضعیف و نامرتب، تفاوت منطقی قائل شود. البته این تفاوت هرگز به معنای تبعیض نیست، بلکه از عدالت سرچشمه می گیرد.

3 . تواضع و اخلاص: امام صادق علیه السلام می فرماید: «علم را بجویید و با آن به بردباری و وقار آراسته گردید و در مقابل شاگرد خود و یا معلم، تواضع پیشه کنید.»(7)

4 . یگانگی در گفتار و عمل: این ویژگی از جمله ویژگی های تأثیر گذار در تقویت ایمان دانش آموز به معلم و آرمان های اوست. معلمی که سخنان و اعمالش با هم منطبق نباشد و از صداقت خالی باشد، هرگز موفق نخواهد شد.

5 . پذیرش حق: یک معلم خوب به گفتار درست و به حق مخالف خود بها می دهد و آن را می پذیرد.

6 . آشنایی با مسئولیت، نیازها و تسلط بر بحث: خود آگاهی، شناخت موضوعات، نقش ها و مسئولیت ها، تسلط بر بحث و چگونگی ورود و خروج در آن، یکی از صفات برجسته یک معلم است. بیان مطالبِ متناسب با نیازهای دانش آموزان نیز، در گرو کسب این آشنایی است.

7 . خوش خلقی و بردباری: یک معلم خوب نباید سر کلاس زود رنج باشد و اخم هایش را در هم بکشد. وقتی وارد کلاس می شود، چهره ای خندان و خوشحال داشته باشد. اگر دانش آموزی درس را دیرتر از بقیه می فهمد، آن را تکرار کند و عصبانی نشود. برای بچه ها دوستی صمیمی باشد، احساسات آنها را درک کند و مشکلاتشان را با حلم و بردباری مو به مو برطرف نماید.

8 . توان مندی: توان مندی معلم از جهات مختلف از جمله: تدریس، کنترل کلاس، تفهیم با حرکات موزون و نگاه های دقیق و بیان شیوا، یکی دیگر از امتیازات اوست. مطالعه قبلی و تنظیم برنامه درسی مطابق با شرایط کلاس، در بالا بردن توان معلم بسیار مؤثر است.

9 . اقرار به نادانی: وقتی از معلمی در باره موضوعی سؤال شد که به آن آگاهی ندارد یا اطلاعاتش کم است و یا هنگام تدریس به مسئله ای برخورد که از آن مطلع نیست، باید با شهامت کامل، به ندانستن خود اعتراف کند و بگوید: از آن اطلاعی ندارم و باید در باره اش تحقیق کنم. چنین خصلتی، در ایجاد اعتماد متقابل بین معلم و شاگرد بسیار مؤثر است.

تأثیر رفتار معلمان بر شاگردان

غالباً افراد مهم، چهره های موفق علمی، هنری، فرهنگی و نیز کسانی که از حیث معنوی و اخلاقی دارای تعالی هستند، نظر دیگران را به خود جلب می کنند و برای آنان سرمشق می شوند. خوش بختانه در نظر دانش آموزان، معلمان نیز نقش الگویی دارند.

«معلم با آموزش های مستقیم و غیر مستقیم خود، نقش تعیین کننده ای هم در نگرش و هم در رفتار دانش آموزان خود دارد تا جایی که این تأثیر، سالیان سال در ذهن ایشان باقی می ماند.»(8)

گفتار، نوع حرکت و رفتار یک معلم بیشتر از خود دانش آموز بر او تأثیر دارد و مورد پذیرش قرار می گیرد. «آلبرت بندورا» که از واضعان نظریه یادگیری اجتماعی است، مهم ترین یادگیری انسان را تقلید یا سرمشق گیری می نامد.»(9)

[ سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 0:34 ] [ محمد رضا جلالی ]

[ ]

خواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ی ایرانیان.خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟»گفت:....
 
می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.»خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...»نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خود بهتر از هر نگهبانی پایش کشیم و به تهِ چاله باز گردانیم! 



نوع مطلب : داستان کوتاه، 
برچسب ها : داستان، داستان کوتاه، داستان زیبا، حکایت جالب، ماجرای خواندنی، داستان نویسی،سایت داستان،
 

[ سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 0:28 ] [ محمد رضا جلالی ]

[ ]

 

ر زمانهای گذشته پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد وبرای اینکه عکس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد.بعضی از بازرگانان وندیمان ثرتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند بسیاری هم غرولند می کردند که این چه شهری است که نظم ندارد حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و..



نزدیک غروب یک روستایی که پشتش بار میوه بود نزدیک سنگ شد وبا هر زحمتی که بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت وان را کناری قرار داد ناگهان کیسه ای دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود کیسه را باز کرد داخل ان سکه های طلا ویک یاداشت پیدا کردپادشاه نوشته بود:هر سد و مانعی می تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد





نوع مطلب : داستان کوتاه، 
برچسب ها : داستان، داستان کوتاه، داستان نویسی، داستان جذاب، داستان خواندنی، ماجرای خواندنی، حکایت جالب،

[ سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 0:27 ] [ محمد رضا جلالی ]

[ ]

مردی چهار پسر داشت. هنگامی  که در بستر بیماری افتاد، یکی از پسرها به برادرانش گفت: «یا شما مواظب پدر باشید و از او ارثی نبرید، یا من پرستاری اش می کنم و از مال او چیزی نمی خواهم؟!»برادران با خوش حالی نگه داری از پدر را به عهده او گذاشتند و رفتند. پس از مدتی پدر مُرد. شبی پسر در خواب دید که به او می گویند در فلان جا، صد دینار است، برو آن را بردار، اما بدان که در آن خیر و برکتی نیست!پسر سراغ پول ها نرفت. دو شب بعد هم همان خواب ها تکرار شد تا آن که در شب سوم خواب دید که می گویند، در فلان مکان یک درهم است. آن را بردار که پرخیر و برکت است!


سر صبح از خواب برخاست و همان  جایی که خواب دیده بود، رفت و یک درهم را برداشت. در راه با آن دو ماهی خرید. هنگامی که شکم آن ها را پاره کرد، در شکم هر کدام یک دُر یافت. یکی از دُرها را به درگاه سلطان برد. پادشاه که از آن خوشش آمده بود، پول زیادی به پسر داد و گفت: «اگر لنگه دیگر آن  را بیاوری، پول بیش تری می گیری!»پسر دُر دیگر را نیز به قصر شاه برد. سلطان با دیدن دُر به وعده اش عمل کرد و پسر به برکت احترام به پدرش از ثروت مندترین مردان روزگار شد. 





نوع مطلب : داستان کوتاه، 
برچسب ها : داستان، داستان نویسی، ماجرای خواندنی، سایت داستان، حکایت زیبا، داستان جداب،داستان جالب،

[ سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 0:25 ] [ محمد رضا جلالی ]

[ ]